الف‌) يهوديان اسپانيا. اشاره‌ٴ كوتاهي به سليمان‌بن ايوب و يعقوب‌بن ابسه از مترجمان‌ كفايت مي‌كند. سليمان از غرناطه برخاست‌، و يعقوب از وسكا، ولي هر دو سرانجام‌، در بزيه‌ مقيم شدند. آنان برخي آثار ابن ميمون را ترجمه كردند، سليمان كتاب الفرائض و يعقوب بخشي‌ از كتاب السراج را به ترجمه درآوردند. يعقوب با فلسفه‌ٴ يوناني آشنايي خوبي داشت‌، ولي به‌ علت اعتقاد ديني چندان تمايلي بدان نشان نمي‌داد.
شم طُب‌بن فلقره‌1 فيلسوفي برجسته‌، و از پيروان و مدافعان افكار ابن ميمون و ابن رشد بود، و براي تلفيق اصول ارسطويي آنان با نصوص دين يهود سعي وافري به كار برد. ترجمه‌ٴ او از ينبوع‌ الحيات ابن جبرول در فيلسوفان بعدي خالي از تأثير نبود. تعدادي رساله‌هاي فلسفي نوشت كه با وجود اقتباس از مآخذ عربي داراي افكار مستقلي بود. ترجمه‌ٴ اسحاق البلگ از مقاصد الفلاسفه‌ٴ غزالي هم تأثير زيادي اعمال كرد. افكار خود او عجيب بود؛ وي پيرو ارسطو و ابن رشد بود، ولي با غزالي و ابن ميمون مخالفت مي‌كرد، و عقيده داشت كه خطاهاي آنان ناشي از درك ناقص‌ معارف ارسطويي است‌. اكثر يهوديان با ابن ميمون به‌خاطر اعتقادش به اصول ارسطو مخالف‌ بودند؛ و اسحاق با او به‌خاطر عدم درك اصول ارسطو مخالفت مي‌كرد.
در مقابل اين عده مي‌توان از اسحاق ابوهب (ابوئب‌2) نام برد كه نه يك فيلسوف بلكه‌ تلمودي‌ِ معروفي بود. رساله‌ٴ مِنُرَت مَئُر3 داراي ارزش فلسفي نيست‌، بلكه موجب شكل گرفتن‌ افكار زنان و مردان بي‌شمار و اشاعه‌ٴ دانش تلمودي شد.
بالاخره به گروهي از قَبّاليان مي‌رسيم كه سنت‌هاي اسحاق نابينا و شاگردانش عزرئيل‌بن‌ مناهم و عاشربن داود را دنبال كردند. مسلماً مي‌توان گفت كه اوج رواج آن سنت در اين عصر بود، چون بزرگ‌ترين كتاب قَبّالي به نام كتاب جلال4 را به احتمال زياد موسي‌بن شم طب ليوني‌ (وفات در 1305) تأليف كرد. كتاب جلال هم مانند ساير كتاب‌هاي ديني بسيار پيچيده است‌، شامل عناصري از هر قبيل و مربوط به هر دوره‌، حتي ملحقاتي از دوره‌هاي بعدي‌، ولي عنصر غالب آن رازگرايي است‌. اين كتاب تفسيري رمزي بر تورات است‌، كه نه فقط در يهوديان اهل‌ تصوف‌، قَبّاليان و حسديان (يهوديان رازگراي آلماني‌)، بلكه ــ گزاف نيست اگر بگوييم ــ در سراسر عالم يهود تأثير عميقي اعمال كرد. توفيق وسيع آن مرهون اين امر بود كه وسيله‌اي شد براي ارضاي كساني كه نه پيروي از اصول سنتي رابيان و نه روشن‌فكري مفرط پيروان ابن رشد و ابن ميمون قادر به ارضاي روحشان نبود. اين گردآوري همه‌ٴ موهومات صوفيانه‌ٴ يهود در يك‌ كتاب‌، سازمان آيين قَبّالي را تكميل كرد. به زودي كتاب جلال اعتباري تالي تورات يافت‌. در واقع‌


Shem-tob Ibn Falaquera .1
Isaac Aboab .2
Menorat ha-maor .3
Seferha-zohar .4